يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

نور جهان

نور جهان
1055 -984 ق، مهرالنساء، ملقب به نور محل و نور جهان، از زنان كاردان، مدبر، هنرمند و شاعر. وى دختر خواجه غیاث‏الدین محمد متخلص به هجرى، وزیر یزد و اصفهان در زمان شاه طهماسب اول صفوى (984 -930 ق)، بود. خواجه پس از مرگ پدرش (984 ق) به همراه همسر، دو پسر و یك دختر خود روانه هند شد. در همین سفر و در شهر قندهار بود كه مهرالنساء به دنیا آمد و نیز راهزنان اثاث او را به غارت بردند. وى با واسطه كاروانسالار خود در فتحپور به اكبر شاه (1014 -963 ق) پادشاه بابرى هند، معرفى شد و داخل ملازمان او گردید و بر اثر دانش و لیاقت شخصى مدارج ترقى را به سرعت پیمود و در آغاز سلطنت جهانگیر (1037 -1014 ق) فرزند اكبر شاه، لقب اعتمادالدوله یافت. همسر و دختر خواجه، مهرالنساء نیز به اندرون حرم اكبر شاه رفت و آمد مى‏كردند. بر اثر همین رفت و آمد بود كه شاهزاده خرم- كه بعدها به جهانگیر شهرت یافت- دلباخته مهرالنساء شد اما با مخالفت پدرش اكبر شاه مواجه گردید و با اشاره وى، خواجه، مهرالنساء را به ازدواج على قلى خان (بیگ) مشهور به شیرافكن درآورد. پس از مرگ اكبر شاه، خرم با نام جهانگیر بر تخت سلطنت جلوس كرد (1014 ق). او كه همچنان عشق مهرالنساء را در دل داشت بواسطه پیكى از شیرافكن خواست تا همسرش را طلاق دهد و چون وى حاضر به این كار نشد به بهانه‏اى او را كشتند، (1016 ق). اما مهرالنساء كه جهانگیر را قاتل شوهر خود مى‏دانست مایل به ازدواج با او نبود ولى بالاخره پس از چهار سال رضایت داد. جهانگیر در كتاب خاطرات خود، جهانگیر نامه، شرح مفصل و مبسوطى از مراسم جشن باشكوه عروسیش با نور جهان را به دست مى‏دهد. مهرالنساء كه بسیار زیبا، كاردان، هنرمند و با كفایت بود و به زودى همسرش را تحت تأثیر و نفوذ خود درآورد و زمام امور حكومت را در دست خود و خانواده‏اش قرار داد. جهانگیر، پدر نور جهان را صدر اعظم و برادرش آصفخان را وكیل‏السلطنه خودنمود و به مهرالنساء نخست لقب نور محل و سپس نور جهان داد. بر یك روى سكه‏ها تصویر جهانگیر و نور جهان بود و برطرف دیگر این بیت نوشته شده بود: به حكم شاه جهانگیر یافت صد زیور به نام نور جهان پادشاه بیگم زر و بر مهر فرامین چنین نوشته شده بود: نور جهان گشت به حكم اله همدم و همراز جهانگیر شاه جهانگیر به نور جهان منصب سى هزارى داد و او را مسئول چهارصد زن حرمسراى خود كرد. وى درباره لیاقت نور جهان مى‏نویسد: «تا او به خانه من نیامد من نسبت كدخدایى و معنى آن نفهمیده بودم... و حالا تمام خانه من از زر و جواهر به دست اوست... و اعتماد تمام به او دارم و دولت و پادشاهى من حالا در دست این سلسله است.» پس از مرگ اعتمادالدوله، صدر اعظم (1031 ق)، به دستور جهانگیر، نور جهان جانشین او شد و همه امور دولت در اختیار وى قرار گرفت و نقاره و نوبت (نواختن كوس و دهل در اوقاتى از شبانه‏روز در بارگاه سلاطین) او بعد از نوبت جهانگیر نواخته شد. از آن پس احكام و فرامین نور جهان در هند نفوذ تمام یافت و روزهاى معینى در دربار شخصا به عرایض مردم رسیدگى مى‏كرد. در دوران سلطنت جهانگیر بر سر جانشینى او اختلاف نظر بلخى و منتسب به طریقت مولویه بود. وى به زبان فارسى شعر مى‏سرود. بیت زیر را اوست: در شاخ سدره مرغى بودم ز دام غافل بر حرص دانه چینى از آشیان پریده
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.